X
تبلیغات
شعر عاشورا

با شاعر توانمند و جوان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام

حیدر منصوری و شعری از دوره ی بیست و ششم شب شعر عاشورا


 

پرواز سرخ مي شد و سر مي زد تا آسمان دعاي غم انگيزش

جبريل را به خيمه فرا مي خواند هر شب خدا خداي غم انگيزش

آواز خواند حنجر گلگونش تا ماه را به سجده بياندازد
صد دجله بيقراري و تنهايي پيچيده در صداي غم انگيزش

بر روي نيزه آيه ي كهف او پاسخ به استجابت باران بود
مائيم و آن زمين شگفت انگيز ، مائيم و آن هواي غم انگيزش

شش شاخه نور زائر دل ها را بي اختيارسمت خودش چرخاند
خورشيدهاي جاذبه مي تابيد از چشم بي رياي غم انگيزش

تشييع اشك و بدرقه ي گريه اين كار پردوام من و درياست
در موج خيز آتش و خاكستر با ياد لحظه هاي غم انگيزش

قاسم به شور شهد عسل پيوست ، اكبر سفير سبز بهاران شد
عباس تشنه لب به زمين افتاد ، اين است كربلاي غم انگيزش

اي آيه ي شگفت خدا در خاك ، قرآن پاره پاره ، تن صد چاك !
آن قصه را نخواه كه بنويسم ... آن جسم و بورياي غم انگيزش

هرچند مثل سوره اي از باران يك ظهر بر گلوي عطش باريد

در متن متن حادثه ها جاريست هر روز ماجراي غم انگيزش.

*حیدر منصوری

عکس:http://shabgard1360.blogfa.com/


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 12:27  توسط ستادبرگزاری شب شعرعاشورا  | 

شعری از پیمان طالبی

شاعر جوان عاشورایی- دوره ی بیست و ششم شب شعر عاشورا

 

بود روی نیزه سرگرم تماشا آفتاب

گریه ها می کرد بر احوال صحرا آفتاب

بر زمین جایی برای نورافشانی نبود

رفت و روشن کرد شب های سما را آفتاب

آسمان از ضرب سیلی شد کبود و گریه کرد

دردها را کرد با نورش مداوا آفتاب

خون خود را بر دل شب زد ولی هرگز نکرد

با سیاهی های این دنیا مدارا آفتاب

در پی پاداش بودند آنقدر خفاش ها

بر سرش شد بین آنها جنگ و دعوا، آفتاب

جابجا میشد میان دست های این و آن

عده ای کردند بازی ـ وای من! ـ با آفتاب

کودکی با پای پر تاول به صحرا می دوید

تا که روی نیزه دیدش گفت: «بابا...آفتاب...»

گرچه بر روی زمین افتاد عمود خیمه ها

پرچمش تا روز محشر هست بالا آفتاب

*پیمان طالبی

عکس:آیات غمزه دات آی آر


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1391ساعت 10:47  توسط ستادبرگزاری شب شعرعاشورا  | 

تقدیم به  حضرت باقر (علیه السلام)

شعری زیبا از سیدحمیدرضا برقعی

شاعر توانمند و جوان عاشورایی- دوره ی بیست و هفتم 


 نگاه کودکی ات دیده بود قافله را

تمام دلهره ها را، تمام فاصله را

 

هزار بار بمیرم برات، می خواهم

دوباره زنده کنم خاطرات قافله را

 

تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم

خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟

 

چقدر خاطره ی تلخ مانده در ذهنت،

ز نیزه دار که سر برده بود حوصله را

 

چه کودکی بزرگی است این که دستانت

گرفته بود به بازی گلوی سلسله را

 

میان سلسله مردانه در مسیر خطر

گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را

 

چقدر گریه نکردید با سه ساله، چقدر

به روی خویش نیاورده اید آبله را

 

دلیل قافله می برد پا به پای خودش

نگاه تشنه ی آن کاروان یک دله را

 

هنوز یک به یک، آری به یاد می آری

تمام زخم زبان های شهر هلهله را

 

مرا ببخش که مجبور می شوم در شعر

بیاورم کلماتی شبیه حرمله را

 

بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت

که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟

*سید حمیدرضا برقعی


عکس:جناب خسروی عزیز از خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 13:32  توسط ستادبرگزاری شب شعرعاشورا  | 
بيست و هفتمين دوره شب شعر عاشوراي شيراز

جام جم آنلاين: وقتی قرار باشد از شب شعر عاشورای شیراز بنویسی نمی‌توانی به یک گزارش خنثی و خبری اکتفا کنی. هرچند بزرگی نام صاحب واقعی این یادمان برای پاسداشت این شب شعر کافی است؛ اما چیزهای زیادی شب شعر عاشورای شیراز را از دیگر همایش‌های ادبی کشور جدا می‌کند. انگار دستی دیگر و قصدی دیگر پشت پرده است که این سطور را یارای بازنمایی آن نیست.
شیراز در روزهای ششم تا هشتم دی ماه شاهد برگزاری بیست و هفتمین دوره شب شعر بزرگ عاشورا بود.
عددی که سال هاست می‌بالد و رشد می کند و مدت‌هاست این همایش را به یکی از کهن‌ترین رویدادهای ادبی کشور بدل کرده است.
این همه سال برگزاری پیاپی در این روزهای نفسگیر اقتصادی آن زمان ارزشمندتر از پیش جلوه می‌کند که به دیگر همایش‌های ادبی نگاهی بیندازی.
چند سالی می‌شود در ادبیات کشور خبر چندانی از برگزاری همایش‌های ادبی بزرگ نیست. ادارات و نهادهای دولتی و غیردولتی که متولی برگزاری همایش‌ها بوده و هستند چند سالی است حوصله زیادی صرف دور هم جمع کردن شاعران و نویسندگان نمی‌کنند.
برگزاری سالانه جشنواره شعر فجر هم که بهانه کافی به دست همه مدیران فرهنگی داده است تا به همان برگزاری منسجم و مرکزی در روزهای دی و بهمن کفایت کنند.
این در حالی است که روزی روزگاری در سال‌های نه‌چندان دور جشنواره‌ها و همایش‌های ادبی به واقع ویترین ادبیات پویای جوان و حتی دانشجویی کشور بودند.
کنگره شعر و قصه جوان بندرعباس و همایش شب‌های شهریور رزمگاه جدی شاعران جوان بود که گاه داوری‌هایش تا یک سال نقل محافل بود.
جشنواره‌های شعر دانشجویی چون مهرگان و گریز آهوانه به پویش شعر دانشجویی می‌انجامید و کنگره‌های شعری چون رضوی و علوی، دل‌های جماعت شاعران را به اهل بیت علیهم‌السلام و پیامبر(ص) پیوند می‌زد.
اما این روزها خبری نیست. راستش شاعران هم از تک و تاب افتاده‌اند و کنگره‌هایی چون شعر دفاع مقدس هم که برگزار می‌شود آنچنان که باید شورآفرین نیست، شاید تنها دلیل پایایی شب شعر عاشورای شیراز شگفتی بزرگ دیگر این همایش باشد.
این همایش از سال‌های میانی دهه 60 به دبیری حاج احد ده‌بزرگی، شاعر مهربان و خوش‌قریحه شیرازی و با حمایت مالی مرحوم حاج حسین فرهنگ شکل گرفت.
این کنگره از همان ابتدا بنا را بر این گذاشت که خرجش را از نهادها و موسسات دولتی و غیردولتی جدا کند و تنها با استفاده از کمک‌های مردمی برگزار شود.
این تصمیم چنان ریشه‌دار بود که حتی پس از درگذشت بانی اصلی، پسران وی راه را در حمایت مالی و معنوی از شب شعر ادامه دادند. این اتفاق که در زمان شروع بی‌مانند بود در ادامه الگویی شد برای دیگر ادب دوستان تا بدون حساب کردن روی کمک نهادها و ادارات همایش‌هایی را برنامه‌ریزی کنند.
بر همین اساس «میلاد آفتاب» در خمینی‌شهر اصفهان شکل گرفت و «آیینه نبی» در مرودشت. جالب اینجاست که بدانید در شب شعر عاشورا از حضور هیچ مقامی تشکر نمی‌شود. انگار که در سالن آنچنان که مجری می‌گوید هیچ مقامی بالاتر از ارادت به آستان اهل بیت نیست.
این شب شعر پس از چند سال بنا را بر این گذاشت تا به زوایای پنهان واقعه بپردازد و هر سال یک موضوع را برای سرایش به شاعران معرفی کرد.
این تصمیم اگرچه ابتدا شاید نگرانی برگزارکنندگان را درباره افت کمی و کیفی آثار سبب شد، اما سال‌هاست حضور در شب شعر عاشورا چنان انگیزشی در روان شاعران برمی‌انگیزد که نتیجه پرباری از شعر را خلق می‌کند.
چند سالی است ستاد شب شعر عاشورا با شناختی صحیح از بضاعت و امکان ادبی جوانان، جوانگرایی را در دستور کار خود قرار داده است.
حسن‌نیت دبیر ستاد اگرچه منشأ اصلی این نگاه است، اما تلاش‌های شاعران نامدار و جوان این دو دهه یعنی هاشم کرونی و سیدمحمد امین جعفری حسینی ـ که از اعضای ستاد شب شعر هستند ـ در پیوند نسل جوان با شب شعر عاشورای شیراز نقشی منحصربه‌فرد در این راه داشته و دارد.
این جوانگرایی چنان است که در سال‌های اخیر گاهی جوانانی به شعرخوانی می‌پردازند که پس از شروع شب شعر عاشورا به دنیا آمده‌اند.
بیست و هفتمین دوره شب شعر عاشورا با موضوع امام باقر(ع) در حالی در تالار شهید دستغیب شیراز برگزار شد که در این دوره نیز مانند سال‌های گذشته حضور انبوه علاقه‌مندان شعر راهروهای تالار را نیز پر کرده بود. اتفاقی که مدت‌هاست در جای دیگری و همایش دیگری به چشم نمی‌آید.
در این دوره شاعرانی از سراسر کشور چون محمدجواد غفورزاده (شفق)، علیرضا سپاهی لائین، رضا اسماعیلی، مصطفی محدثی خراسانی، مهدی مردانی، امیر مرزبان، اصغر عظیمی‌مهر، سیدحمید برقعی، سودابه مهیجی، قاسم صرافان، عباس احمدی، حسنا محمدزاده و... به شعرخوانی پرداختند.
همچنین در شب‌های برگزاری پژوهشگرانی چون دکتر محمدرضا سنگری و سیدمجتبی حسینی برای حاضران از زوایای پنهان عاشورا سخن گفتند.
آیین نمادین افتتاحیه دوره بیست و هشتم مانند هر سال در فضایی هیاتی و همراه مداحی ذاکران اهل بیت برگزار شد.
در این آیین دبیر ستاد شب شعر، «امام رضا(ع) و عاشورا» را موضوع سال آینده معرفی کرد و شاعران را دعوت کرد تا به آن بپردازند و تا یک سال دیگر دل ما برای این سه روز عاشورایی تنگ شود.
محمدرضا شالبافان ‌-‌ جام‌جم

http://www.jamejamonline.ir/newstext2.aspx?newsnum=100769084237

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1391ساعت 12:9  توسط ستادبرگزاری شب شعرعاشورا  | 

لینک صفحه ی عکس ها

http://iqna.ir/fars/photos_detail.php?goz_tas_id=38387

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1391ساعت 11:29  توسط ستادبرگزاری شب شعرعاشورا  |